( -- قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 127
موضوع تحقيق: ماهيت حقوقي شرط ضمن عقد چکیده اين کارتحقیقی به بررسي تمايزنكاح باديگر عقودنسبت به تاثير فسخ وطلاق برپايداري ياانحلال شروط ضمن عقد مي پردازد،به طوركلي انحلال عقد يكي ازنهادهايي است كه درمورد تمامي عقود دركتابهاي فقهي وحقوقي به آن پرداخته شده است،از نظرگاه حقوقي اسباب عام انحلال عقد عبارتند ازاقاله،فسخ وانفساخ ،درحالي كه درخصوص عقدنكاح تنهافسخ وطلاق از مواردانحلال دائم شمرده شده است.چنانكه ماده 1120ق.م نيز همين موضوع رامقررداشته است.ازسوي ديگردرماده246ق.م وضعيت شروط ضمن عقدپس ازانحلال عقد نيز مشخص شده است.اما به طور جداگانه وضعيت شروط ضمن عقدنكاح پس ازانحلال آن كمتر موردتوجه قرار گرفته وقانون مدني نيز به سكوت برگزار كرده است،ازاين رو محوراصلي اين نوشتار بررسي همين موضوع است. شرط يکي از اعمال حقوقي متداول بوده که در قالب تعهد اثري از خود به جا مي گذارد. شرط يک الزام و تعهد تبعي است که با درج در متن عقد، مشروط عليه به ايفاي آن ملزم مي شود يعني داراي ادله وجوب وفاء است. ولي اگر طرفين به شرط باطلي توافق کنند مشروط عليه را نميتوان به ايفاي آن مجبور کرد چون براي شرط باطل آثاري مترتب نمي شود. شرط باطل زماني موجب بطلان عقد مي شود که فساد ناشي از شرط به يکي از ارکان اساس عقد لطمه وارد سازد در غير اينصورت فساد شرط به عقد سرايت نمي کند چون شرط تعهدي تبعي است که هميشه وابسته به عقد است اين در حالي است که اگر عقدي باطل باشد به تبعيت از آن شرط نيز باطل اعلام ميشود. فساد شرط در شروط باطلي همچون شرط غيرمقدور و شرط نامشروع، به عقد سرايت نميکند چرا که فقط خودشان باطل هستند و عقد به تبع اين شروط باطل نمي شود ولي به خاطر جبران ضرري که از عدم ايفاي شرط متوجه مشروط له مي شود، خيار فسخ معامله براي مشروط له ثابت مي شود البته زماني خيار زماني ثابت مي شود که مشروط ثابت مي شود. فهرست عنوان .....................................................................................................................................................صفحه